تبليغاتX
به شهر افسانه های خاموش خوش اومدین
لارستان کهن

سرزمين لاردرآغازتحت عنوان  «لاد»  شناخته مي شد و لاد يعني اساس و بنياد هرچيز.1

علاوه بر اين «لاد» نام يكي از پسران حكام قديم پارس بوده است .او اين شهررا بنانهادو بدين ترتيب نام خويش را در منطقه به ياد گار گزارد.دريكي از چاپهاي شاهنامه فردوسي اين بيت آمده است :

                سپاهان به گودرز كشواد داد                           به گرگين ميلاد هم  «لاد» داد2

تغيير شكل حرف «د» به «ر» يكي از تغييرات خيلي دقيق در زبان ارمني، لهجه هاي درياي خزرو گويش تاتي مي باشد.3

در ميان انبوه منابع تاريخي ، كهن ترين نوشته اي كه در آن ازلارياد شده است مي توان از «كارنامه اردشير بابكان»  كه بي شك ازادبيات اصيل دوره ساساني و احتمالاً متعلق به عصر انوشيروان ميباشد نام برد.دراين كتاب نام لاربصورت  «كلال»  ضبط شده است .طبري مورخ بزرگ قرون اوليه اسلامي بنا به استناد (خداي نامه )در كتاب (تاريخ الرسل و الملوك )مورخ بعدي است كه به طور اجمال از لشكركشي اردشير به  «الار»  صحبت رانده است.

ضبط نام  «لار»  بين مورخين قرون اوليه اسلامي مختلف آمده و به اشكال گوناگون : كجاران ، كلال ، الار، ايراهستان ، خوزيهراستان ، خوجهراستاق ثبت شده است.4

الار، نام يكي از دهكده هاي باستاني و ساحلي منطقه هزو و سيف يا اراسيف بوده كه رقيب اردشيردرآنجا زندگي مي كرده است امروزه در بخش اوز روستايي بنام  «گلار»  وجود دارد كه ممكن است با  «گولار»  كه  «نولدكه»  آلماني در ترجمه كارنامك ازآن نام مي  برد بي ارتباط نباشد.5

اين سرزمين پهناوررا، كيخسرو9 به گرگين10بخشيد و او رهسپارلارگرديد . بدين ترتيب سلسله پادشاهان مستقل و نيمه مستقل ميلادي در لار بنا نهاده شد.

حكام لار ازنژاد گرگين ميلادند كه در عصر كيان به حكومت لار منصوب شده بودند .ازآن تاريخ اولاد او درآن ولايت حاكم و فرمانروا بوده و در زمان ملوك الطويفي بيش از پيش اقتدار يافته اند.6

به نظر مي رسد كه مسلمان شدن مردمان اين ناحيه قرنها پس از غلبه اسلام صورت گرقته و تامدتهاي مديد مسكن زرتشتيان و محل عبور ايشان  از ايران به طرف هندوستان بوده است . يكي از دلايل اين امر بر پا بودن آتشكده آذر فرنبغ  «آتشكده كاريان» تا قرن  چهارم هجري است .

تا قرن پنچم هجري جاده باستاني تجارت جنوب به بندر آبادان سيراف از يكسو و ازطرف ديگر از طريق داراب به كرمان و سواحل جنوبي آن ختم مي شده است و منطقه لارستان به همين دليل در خلا سياسي ، تجاري و بدور از درگيري هاي سياسي داخلي ايران بزرگ تحت سلطه پادشاهان محلي خويش به موجوديتش ادامه مي داده است و همين امر دليل اصلي عدم ضبط نام اين منطقه در نوشته هاي جغرافيايي قرون اوليه اسلامي است .

با افول شهر سيراف ، راه تجاري از طريق لار دوباره جلب توجه نموده و موقعيت سياسي آن را بالا برد ولارستان در اوايل قرون وسطي با حفظ استقلال سياسي خويش در حاكميت سلاجقه اهميت خود را به عنوان يك منطقه مهم در ايران حفظ كرد.4

همان طور كه گفته شد پس از ظهور دين مبين اسلام به دليل وجود «آتشكده كاريان»آذر فرنبغ قرنها طول كشيد تا نور اسلام در اين شهرتابيدن گرفت . ولي مردم متمدن و انسان دوست لارستان خيلي زود با اين دين بزرگ پيوند ناگسستني  بستند، به طوري كه در قرون بعد لارستان نخستين خاستگاه حكومت عدل اسلامي شد و قيام سيد عبدالحسين مجتهد لاري در اين زمينه شهرت جهاني دارد . علاوه بر آن نيز مي توان از خنثي كردن شورش هاي به پا خواسته در كناره هاي خليج فارس و جنگ با پرتقالي ها و برتري بر آنان را نام برد.7

در ارديبهشت سال 1339شمسي زلزله ويران كننده اي شهر لار را لرزاندو بسياري از محلات و خانه هاي آن را ويران كرد.در همان سال به همت افراد خير سازمان شير و خورشيد و موسسه هاي داخلي و بين المللي در 3 كيلومتري جنوب شهرقديم ، شهرجديد ، به وسعت اوليه صد هكتار طراحي و طبق نقشه يك شركت اروپايي ساخته شد.

لار امروز شامل دو قسمت نزديك به هم است و به عبارتي شهرقديم و شهرجديد در كنار هم لار را مي سازند.

شهرقديم آن كه داراي كوچه هاي تنگ و باريك و داراي خانه هاي خشتي و كاهگلي است كه بيشتراين خانه ها و كوچه ها پس از آن زلزله بزرگ ويران و نابود شدند و شهرجديد آن نيز شهري است بدون كوچه كه درآن هيچ كوچه اي ديده نمي شود و داراي خانه هايي محكم و ضد زلزله است.8

 

گرگين ميلاد بنيانگذار لار

از افسانه تا واقعيت

 

« در افواه و السنه مذكور است، در حيني كه كيخسرو كياني، گرگين ميلاد را به حكومت آن شهر فرستاد، چون يك پشر او لار نام داشته و بعد از پدر قائم مقام او گشته، آن شهر به اسم او موسوم شده و كيخسرو تاج مذكور را به او داده بود و از آن تاريخ در ساسله ايشان مانده، هر كدام به جاي ديگري سلطنت مي كرده، به پوشيدن آن تيمن و تبرك مي جسته اند.

 

بين الجمهور مشهور است كه گرگين ميلاد چون به ظاهر شهر لار رسيده، جهت دخول شهر ساعت اختيار مي نموده، منجمان عجم و و اخترشناسان لار سعد و نحس كواكب را بانظارت يومي به نظر تدقين ملاحظه نموده، تا مدت هفت سال ساعتي كه به درجات دقايق طالع او موافق و از نحوست نجومي و سهم الحوادث روزگار خالي باشد نيافتند.

بعد از انقضاي هفت سال ساعتي سعداز بازيچه طالع او موافق و دلالت بر ثبات و بقاي دولت نموده، مبرا از عيوب نجومي بوده، اختيار نمودند و گرگين هفت سال در كنار شهر توقف نمود تا روز موعود در آن ساعت مسعود داخل شهر شد و از آن زمان كه قريب چهار هزار سال است، نسلا" بعد نسل اولاد او در آن ديار حكومت نمدوه، هيچ پادشاه ذي شوكت تسخير آن ملك تيسير نپذيرفته به خراجي از ولاه آنجا راضي مي شده اند و همچنين بين الناس مشهور است كه حكماي عجم، در آنجا طلسمي بسته بوده اند كه ساحت آن ملك از عبور لشكر و سم ستور بيگانه مون بوده باشد و از حكت بالغه ايزدي در اين زمان فرخنده نشان آن طلسم به دست اقبال و سر پنجه اقتدار ملازمان درگاه سدره مثال شهريار بلد قدر، بي همال شكسته گشته آن ولايت به تصرف اولياي دولت قاهره درآمد.

روايت بنيان گذاشتن شهر «لار» به دست «گرگين ميلاد» كه در بالا ذكر شده حدود چهارصد سال پيش توسط مورخ رسمي شاه عباس بزرگ نقل شده است. او تأكيد كرده كه «بين الجمهور» مشهور است؛ يعني اين روايت در آن ايام از چنان شهرتي برخوردار بود كه توسط بسيار از مردم نقل مي شده است. داستان بنيان نهادن شهر «لار» توسط گرگين ميلاد از مشهورترين روايات در كتب تاريخي و ادبي فارسي است و از آن جايي كه نام يكي از امراي محلي لارستان در اوايل قرن نهم ه.ق «گرگين» بوده است، به خوبي مشخص است كه اين نام در قرن نهم و به احتمال بسيار قرن ها پيش از آن، شهرت داشته است. تاكنون هيچ گونه تحقيق مستقلي پيرامون اين شخصيت تاريخي و اسطوره اي صورت نپذيرفته است. از اين رو سؤالاتي چند پيش روي علاقه مندان بي جواب مانده است . اين كه به راستي گرگين ميلاد كيست، دوره تقريبي حيات او چه زماني است؟ درباره او كتب تاريخي چ واياتي ثبت شد هاست؟ آيا او ا مي توان با يكي از پادشاهان تاريخي ايران منطبق دانست و اين كه چگونه مي توان به زواياي ناشناخته زندگي او پي برد؟

براي پاسخ دادن به اين پرسش مهم در اين بخش ابتدا با توجه به منابع تاريخي و ادبي ايران به زندگي  و حيات اجتماعي و سياسي «گرگين ميلاد» مي پردازيم وسپس با توجه به تطبيق منابع، سعي خواهدشد تا چهره اسطوره اي او را با اطلاعات تاريخي تطبيق كرده و حدود زمان حيات او و اقداماتش را روشن كنيم.

 

 

 

تاريخ لارستان در قرون نخستين اسلامي

 

«ايراهستان» نام عمومي لارستان در قرون نخستين اسلامي

نخستين پرسشي كه براي پژوهشگران منطقه تاريخي اسلامي منطقه تاريخي لارستان پيش مي آيد، اين است كه: چرا در متون تاريخي و جغرافيا ايران تا قرن ششم ه.ق ذكري از «لارستان»نيامده  و اينكه نام اين منطقه پيش از اين ايام چه بوده است؟ شايد يكي از مهم ترين مشغوليت هاي فكري و تحقيقي اين جانب در سال هاي تحقيق، اين بوده است.

براي پاسخ به اين پرسش، منابع و مآخذ بسياري را جستجو كردم و تحليل ها وتبيين هاي مختلفي را آزمودم و نهايتا" به نتايجي رسيدم كه حداقل تا زمان پيدا شدن اسناد و مدارك معتبر مي تواند مورد قبول واقع شود.

براي اينكه به تحليلي بايسته در اين مورد دست يابيم، بايد يادآوري كنيم كه سرزمين ايران پس از حمله اعراب و روند اسلام پذيري، حداقل تاسه قرن نخستين، داراي حكومت واحد و مركزي نبوده است. در اين شرايط قدت هاي محلي با استفاده از عدم قدرت مركزي، در انديشه ايجاد سلسله هاي محلي و منطقه اي برآمدند و كشور پهناور ايران،‌طي سه قرن نخستين اسلامي به حكومت نشين هاي نيمه مستقل بسياري تقسيم شد و امراي محلي در نواحي مورد تسلط خود مستقلانه حكومت مي كردند. لارستان يكي از اين مناطقي است كه پس از حمله اعراب تا قرن ها بعد تحت سلطه حكومت مركزي ايران در نبامد و امراي محلي در آن به استقلال حكومت كرده اند. به عبارت بهتر سرزمين وسيع لارستان از قرون نخستين اسلامي تا سال 1010 ه.ق داراي امراي نيمه مستقل بوده كه از آنان با نام خاندان گرگين ميلاد و ميلاديان ياد كرده اند. براي درك هر چه بيشتر اين مسئله بايد بيفزائيم كه منطقه «لارستان» كه بخش عمده اي از سواحل و پس كرانه هاي خليج فارس را شامل مي شده است، از نظر موقعيت طبيعي ، داراي شرايط ويژه اي بوده و اين مكان را براي امراي محلي به وجود مي آورده تا بتوانند در پناه كوه ها و ارتفاعات و در سرزميني با ويژگي هاي جغرافيايي خاص، به صورت نيمه مستقل حكومت كنند. حكومت مركزي ايران، به دلايل صعب العبور بودن منطقه و آب و هواي گرم و طاقت فرساي آن امكان مداخله مستقيم ا در اين مناطق نداشت و تنها به اخذ ماليات و باج و خراج از امراي لارستان اكتفا مي كرد. درباره امراي ميلادي در لارستان پس از اين به طور مفل توضيح داده خواهد شد، اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه مهم ترين عامل و دليل موفقيت امراي محلي لارستان در تداوم حكومت نيمه مستقل خود، « موقعيت طبيعي » لارستان و شرايط ويژه آب و هوايي آن بوده است. رشته كوه هاي نه چندان مرتفع منطقه به موازات ساحل در يك خط ممتد و موازي از بندر كنگان تا بندر ميناب همچون حصار و ديواري نفوذناپذير و غيرقابل دسترس به نظر مي رسيد و ه مهاجمي را از ادامه راه و نفوذ در سرزمين هاي ناشناخته باز مي داشت. ابن بلخي مورخ و جفرافي نويس قرن پنجم ه.ق كه نخستين فارس نامه را در توصيف و تشريح اين ايالت بزرگ و پهناور نوشته است، در مورد مناطق ساحلي و لارستان آن ايام مي نويسد:

«همه در بيابان گرمسير و به هر ديهي حصاري است محكم. در ميان بيابان و مردم پياده رو و سلاح ورز و دزد و خونخواره باشند. از ايشان كي به ره زدن و ناكباري رود و دو من آرد با نان خشك فتيت كرده، در انباني كند و در شبانه روزيبيست فرسنگ برود و همواره عاصي بودند از آنچ هيچ لشكر آنجا مقام نتواند كردن الا سه ماه ربيع،‌ديگر به زمستان از بارندگي و بي علفي نتواند بودند و به تابستان از گرما.»

اين جملات از زبان كسي نوشته شده كه بيش از هر كس ديگر در قرن پنجم ه.ق ، به جغرافيا و تاريخ ايالت بزرگ فارسي آشنايي داشته است و نشان مي دهد كه منطقه ساحلي يا «گرمسيرات» يا« ايراهستان» در آن دوره، ناحيه اي كاملا ناشناخته، دور از دسترس و غيرقابل نفوذ بوده و هست و عبارت ابن بلخي كه مي گويد: همواره عاصي بودندي نشان مي دهد كه امراي محلي اين منطقه از حكام فارس و ديگر مناطق اطاعت نمي كرده اند و در محدوده «ايراهستان» از استقلال رأي برخوردار بوده اند. ناحيه « لارستان» به همين دليل از جمله ممالك محروسه حكام صفاري،‌آل بويه،‌غزنويان، سلجوقيان و اتابكان به شمار نمي آمده  ود متون جغرافيايي و تاريخي از آن ياد نشده است. به عبارت ديگر هنگامي كه « ابن بلخي» تاريخ « فارس نامه» را مي نوشته است،لارستان و امراي محلي آن تحت اداره سلجوقيان قرار نداشته ، از اين رو« ابن بلخي» يادي از آن نكرده است و با دادن اطلاعاتي مبهم ا زآن ياد كرده است. با اين توصيف شهرهاي لار،‌جويم، كران كاريان، ايلود،‌پتو، چاك، اشكنان،‌بيرم ، فال ، گراش، خنج، طارم، فورگ و اوزطي پنج قرن اوليه اسلامي تحت نظر و اداره امراي محلي « ميلادي» قرار داشته اند و در ديگر نواحي ايران مركزي اطلاع دقيقي از آنها منتشر نمي شده است. به عبارت ديگر ،‌اين نواحي با اقتصاد پس كرانه اي خود كه بخش اعظم تجارت و درآمدشان از دريا به دست مي آيد،‌متكي به بازرگاني دريايي بوده و چندان توجهي به حكومت هاي مستقر در كرمان و فارس نداشته اند . جغرافي نويسان و مورخان ايراني طي اين دوره بر همين اساس توصيف چندان دقيقي از اين نواحي عرضه نكرده اند و اين منطقه را با عنوان عمومي «ايراهستان» معرفي كرده اند.

 

ايراهستان

 

جغرافي نويسان و مورخان ايراني تا قرن ششم ه.ق،‌نواحي پس كرانه اي خليج فارس حدفاصل بندر سيراف تا بندرعباس كنوني را به عنوان ايراهستان مي شناخته اند. واژه «ايراه»يا «راه» كلمه اي است پهلوي به معناي ساحل و پس كرانه متضاد اين واژه «زراه» يا «زيراه» است كه در زبان پهلوي به معناي درياست. «ابن بلخي»،‌جويم،‌كران و سيراف را از جمله مناطق «ايراهستان» ياد كرده است و در بعضي موارد اين ناحيه را كران ناميده است. واژه « كران»، به معناي كرانه و ساحل آمده است و نام يكي از شهرها و آبادي هاي مهم «ايراهستان» در دوره اشكاني و ساساني است كه بعدها در دوره اسلامي، به شهر فال تغيير نام داده است.


9- كيخسرو: سومين پادشاه كياني ، پسر سياوش و نوه كيكاووس است . براي انتقام خون پدرش به جنگ افراسياب شتافت و اوراكشت .

10- گرگين : پسرميلاد، پهلواني است ايراني . ميلاد نام پادشاه اشكاني است .

 

منابع :

1-برهان قاطع ، ابن خلف تبريزي ،موسسه فريدون علمي

2- فرهنگ جهانگيري و آنند راج

3- دارمستتر ، اتيمولوژي ايران جلد 1

4- لار شهري به رنگ خاك / محمد باقر وثوقي

5- ترجمه كارنامك ، نولدكه

6- عالم آراي عباسي ، اسكندر بيگ منشي ، تهران

7- ميراب ،دكتر حسن هوشمند

8- لارستان / محمدباقر وثوقي
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 13:47 توسط دختر لار |

فتح لار و بحرین

فتح لار و بحرین

«1009 ق / 1600 م»

شاه عباس، حکومت فارس را در 1003 ق / 5 -1594 م هم به الله وردى خان زرگر باشى، واگذار کرد. در این تاریخ، ولایت لار مطیع دسته‏اى از خوانین محلى بود که نسبت خود را به ادعا، به گرگین میلاد، پهلوان مشهور شاهنامه مى‏رساندند و بنادر این ولایت هم، چون میناب و جرون - بندر عباس - اسما" تحت امر امیران هرمز و رسما" مطیع حکمران هند پرتغال بود.

پرتغالیها در 912 ق / 1506 م هرمز «هرموز» را به تصرف خود درآوردند و امراى این جزیره را که باجگزار سلاطین ایران بودند، مطیع و دست نشانده خود کردند؛ سپس جزایر عمان و مسقط و دیگر جزایر خلیج فارس را هم تحت قیومیت خویش گرفتند. در سال 920 ق / 1514 م شاه اسماعیل اول، سفیرى نزد آلبوکرک - حاکم هند پرتغال - که در خلیج بود، فرستاد و آلبوکرک هم سفیر ایران را به اقتضاى وقت به گرمى‏پذیرا شد؛ اما کمى‏بعد چون شنید که امیر هرمز اطاعت پادشاه صفوى را گردن نهاده، به تنبیه این حکمران آمد و در پایان، در میناب، با سفیر شاه اسماعیل عهدنامه‏اى بست و حاضر شد که در مقابل صرف نظر کردن پادشاه صفوى از تقاضاى اطاعت از امیر هرمز، ایران را در سرکوب طغیان و انقلاب بلوچستان و لشکرکشى به بحرین یارى رساند و ایران و پرتغال بر ضد عثمانى متحد و هم پیمان شوند.

با وجود این معاهده، پرتغالیها در سال 926 ق / 1520 م، بحرین یعنى ساحل الحسا و جزایر مجاور آن را هم از تصرف شاه اسماعیل خارج کردند؛ پادشاه ایران هم که درگیر گرفتاریهاى داخلى بود و ضمنا" کشتى جنگى هم نداشت، نتوانست مانع از تجاوز پرتغالیها شود. حتى در انقلاب عظیمى که از 925 تا 928 ق / 1520 تا 1522 م در تمام جزایر و سواحل خلیج فارس از سوى ایرانیان بر علیه اشغال سرزمینشان توسط پرتغالیها رخ داد؛ و نزدیک بود که کار اشغالگران را یکسره سازد، شاه اسماعیل واکنشى نشان نداد.

در 1009 ق / 1600 م، الله وردى خان، نخست خوانین لار را که مانع ارتباط مستقیم ولایت فارس از جانب جنوب شرقى به سواحل خلیج فارس بودند و با پرتغالیها مساعدت داشتند، از میان برداشت، سپس به این عنوان که بحرین همواره ضمیمه فارس بوده، سپاهى به تسخیر آنجا فرستاد. پرتغالیها به بحرین حمله بردند، اما الله وردى خان براى آنکه فشار آنها را بر بحرین کاهش دهد، همزمان بندر جرون «بندر عباس» را مورد تعرض قرار داد و با این تدبیر مانع استیلاى مجدد پرتغالیها بر بحرین شد. این ایالت نخستین منطقه‏اى از سواحل خلیج فارس بود که پس از یک صد سال استیلاى بیگانگان، از دست آنها خارج و همچنان در تصرف ایران در عهد صفویه باقى ماند.

 

+ نوشته شده در شنبه 28 مهر1386ساعت 18:38 توسط دختر لار |

عید سعید فطر بر شما مبارک باد
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت     صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

www.ir-tci.org

                                          

+ نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386ساعت 14:7 توسط دختر لار |

تولد
تولد تولد تولدم مبارک                       مبارک مبارک تولدم مبارک

من امروز ۱۷ سال و ۲ روزه شدم

تولدت مبارک

 

و باز هم:

تولد تولد تولدم مبارک                        مبارک مبارک تولدم مبارک

+ نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 11:43 توسط دختر لار |

بازار قیصریه

بازار قيصريه « لار » يك مجموعه نفيس و پرتنوع معماري قديم ايران است. جلوه هاي بارزي از شيوه‌ها و شگردهاي معماري گذشته – از پيش از صفويه، تا قاجاريه – در اين مجموعه تاريخي بچشم ميخورد و با آنكه غبار صدها سال بر رخسار آن نشسته است، استحكام و قدرت بافت آن كمترين آسيبي نديده است. اين معني را بازار قيصريه « لار » و كاروانسراهاي پيرامون آن با زلزله‌هاي مهيبي كه مغرورانه از سر گذرانده‌اند، بي‌آنكه خدشه‌اي بپذيرند، اثبات كرده‌اند. آرتور پوپ – ايرانشناس نامي معتقد است : « در ساختن گنبدهاي آجري ايران مقام اول را حائز است. معماران با قريحه ايران مسأله پيچيده و غامض ساختن « گنبد بر پايه چهار گوش » را حل كرده‌اند و حال آنكه حل اين معما براي مهندسان و معماران رم ميسر نشده است. اين امر باعث شد كه طاقهاي زشت و ناهنجار زمان اشكانيان و ساسانيان براثر ساختن گنبدهاي باشكوه دوره سلجوقيان مبدل به ساختمانهاي آراسته و شاعرانه زمان صفويه شود.»(1)

اين مسير رو به كمال معماري ايران و اين تعالي ذوق و قريحه را كه « پوپ » از آن سخن ميگويد، در مجموعه «لار» به وضوح مي‌يابيم.

نماي داخل گنبد بازار از سنگ تراش است. چهار دالان طولاني (شمالي – جنوبي – و شرقي – غربي) استخوان‌بندي اصلي بازار را ميسازند. اين دالانها در محل يك چهار سوق يكديگر را قطع ميكنند.

در طرفين دالان جنوبي و شرقي و غربي 13 زوج مغازه و در طرفين دلان شمالي 14 جفت مغازه احداث شده است. بناي اصلي بازار خيلي قديمي است. كتاب فارسنامه ناصري آگاهي‌هائي از اين بازار و چگونگي ايجاد آن به ما ميدهد : « ايالت خطه لارستان در زمان شاه كيخسرو تا سال 1011 در دودمان گرگين ميلاد باقي بماند و آخرين اولاد او ميرزا علاءالملك مشهور به شه ابراهيم خان پسر نورالدهرخان لاري است كه نواب الله وردي خان والي فارس او را به قهر و غلبه گرفته در وقتي كه شاهنشاه ايران شاه عباس ماضي صفوي در نزديكي شهر بلخ توقف داشت، الله وردي خان و شاه ابراهيم خان لاري وارد شدند و بعد از چند روزي شاه ابراهيم خان وفات يافت و اكنون از آثار ملوك گرگيني در شهر لار مسجد جامع چاربازار مشهور به قيصريه است كه ديوار و طاقهاي داخلي و خارجي آنها را از گچ خالص و سنگ تراشيده منب و مقرنس ساخته‌اند و چندين مرتبه آن را تعمير نموده‌اند و درسال 1015 حاجي قنبر علي بيك ذوالقدر جهرمي وزير خطه لار، قيصريه را تعميري لايق نمود، چنانكه در پيشاني طاق بزرگ چهارسوق قيصريه اين قطعه را نگاشته و تاكنون باقي است.

شكر خدا كه باز بتابيد كردگار در عهد پادشاه جهان سايه خدا ……….. تاريخش از خرد طلبيدم جواب گفت دارلامان ا رشد احياء از اين بنا 1014

بازار قيصريه لار به دوره پيش از صفويه تعلق دارد، اما بخاطر فرسودگي و صدماتي كه بر آن وارد آمده بود، در زمان شاه عباس كبير احيا و نوسازي شد. اين مرمت و بهسازي در عصر قاجاريه تجديد شد و نشانه‌ها و يادگارهاي تازه‌اي از شيوه معماري اين عصر به مجموعه « لار » افزوده گشت.

بازار درحال حاضر شامل دو شبكه شمالي و    جنوبي است كه مدخل ورودي جنوبي آن از ميدان جديد الاحداث لار شروع و به محلهاي شمالي قديمي بازار ختم ميشود. رشته ديگر شرقي و غربي است كه در تقاطع بازار شمالي جنوبي داراي يك چهارسوق وسيع است. چهارسوق بصورت 8 گوش است و در چهار گوش آن چهار باب مغازه در هر سمت احداث شده است. در اطراف چهارسوق و در پشت چهار مغازه هرسمت چهارسوق، بازاري بعرض 3/4متر دورادور ادامه دارد و باين ترتيب طرح جانبي را بوجود آورده است كه در ساير بازارهاي ايران نظير آن ديده نميشود. طول بازار شرقي و غربي 6/117 متر و طول بازار شمالي جنوبي 4/124 متر است.

جالب‌ترين بخش بازار قيصريه لار طرح چهارسوق آن است كه در نوع خود از نظر معماري منحصر بفرد است. گنبد سنگي چهارسوق داراي طرح بسيار جالبي است و ارتفاع آن از 18 متر تجاوز ميكند.

بازار قيصريه لار سرمشقي براي ساختن ساير بازارهاي قديمي ايران بود و از روي طرح اين بازار، بازارچه بلند اصفهان و سپس در دوره زنديه بازار وكيل بنا شد. بازار قيصريه داراي ويژگيهاي جاذبه انگيز و چشمگيري است كه در ديگر بازارهاي قديمي ايران نظير آن ديده نميشود. طاقهاي ضربي با اين ارتفاع در ساير بازارهاي قديمي ايران ديده نميشود. بلندي طاق ضربي در چهارسوق به 18 متر ميرسد و عظمت حشمت آميز آن تأثير اعجاب‌انگيزي در بيننده بر جاي ميگذارد. بر روي طاق ضربي چهارسوق بادگير (خشيخان) ساده‌اي زده‌اند كه باعث تهويه بازار ميشود. بعلت ارتفاع زياد طاق چهارسوق، اين تهويه بطور كامل انجام ميگيرد، بهمين جهت بازار قيصريه در تابستانها داراي هواي فوق‌العاده خنك است. طاق عظيم ضربي چهارسوق كه روي يك هشتي قرار دارد، پس از گذشت صدها سال كوچكترين خللي نيافته است و با ان شكوه نخستين چشم را مينوازد. چند نمونه از درهاي قديمي مغازه‌ها هنوز در محل خود باقي است. در ساير مغازه‌ها جايگزيني درهاي آهني بجاي درهاي چوبي نخستين، به گونه وصله ناجوري مينمايد. كف خيابان و ميدان جنوبي بازار از كف بازار بلندتر است و بهمين جهت 3/1 ارتفع بازار پائين‌تر از سطح آن قرار دارد. يك پلكان سنگي رابط خيابان به بازار است. تاريخ تعميرات بازار قيصريه – درعهد صفوي – درپي گنبد چهارسوق نقش بسته است. كتيبه سنگي ديگري كه در مدخل بازار – در سمت جنوب – بر پيشاني دروازه ورودي نصب شده آگاهي لازم را درباره تعميرات و نوسازي بازار – در دوران قاجار – بدست ميدهد.

كتيبه سنگي سردر جنوبي بازار

اين كتيبه بر روي سنگ مرمر و نقرو در پيشاني سردر ورودي جنوبي قيصريه نصب شده و مربوط به تعميرات بازار قيصريه لار در زمان ناصرالدين‌شاه است. متن كتيبه در 8 سطر با خط نستعليق چنين خوانده ميشود :

بعهد خسرو صاحب قرآن ناصر دين كه داشت ملكت ايران زمين حصن حصين مثال داده فرمان او قضا و قدر پناه جسته درگاه او زمان وسنين خديولار خداوندگار عدل شعار كه بود همت و توفيقشان مسلمين بنام فتحعلي خان ز فر وجود سخا برخش همت حاتم صفت نهادي زين نمود احياء اين قيصر را پس آنك گذشته بود ز ويرانيش شهور و سنين چه قيصريه كه از شرم او هنوز چكد عرق ز عارض چين و ز چهره ماچين ز هجرت نبوي بد هزاروسيصد سال كه شد تمام و بر او كرد آسمان تحسين زبان پاك بر ابدان پاك باعث شهر هزار رحمت و جاودانا و قرين 1300 .

نوسازي بازار قيصريه در دوره ناصرالدين شاه بوسيله فتحعلي خان حاكم فارس صورت گرفت. كتيبه دوم، كتيبه مفصلي است كه درپاي گلوي گنبد هشتي دالان قيصريه بخط نستعليق در دوره شاه عباس كبير نصب شده است. كتيبه چهارسوق قيصريه از سمت جنوب شروع ميشود و مضمون آن چنين است:

شكر خدا كه باز بتأييد كردگار درعهد پادشاه جهان سايه خدا عباس شاه آنكه ز خاك درش مدام كسب سعادت ابدي ميكند هماي از يمن عدل خان زمان آنكه از كفش خجلت برد محيط چو گيرد ره سخاي ويران سراي لار بسعي وزير دهر دستور بحر خاطر و داراي مهرو راي قنبر علي بيك آنكه ز آئينه دلش در غيرت ابد شده جام جهان نماي.

و در دنباله كتبيه، معمار بازار و بناي آن معرفي شده‌اند:

عمل استاد نورالدين محمد – بنا احمد سپاه

و اشعار كتيبه باز ادامه مي‌يابد :

معمور شد چنانكه نمانده است جغد را از وي ز بهر ساختنش آشيانه جاي از قيصريه‌اي كه هواي فضاي او همچون نسيم باغ بهشت است غم‌زده‌اي تاريخش از خرد طلبيدم جواب گفت دارالامان لارشد احياء از اين بنا.

و بنابراين برحسب حروف ابجد، تاريخ تجديد ساختمان و تعميرات قيصريه در دوره شاه عباس كبير و سال 1014 هجري قمري است. بازار را تعدادي كاروانسرا از دوره صفويه احاطه كرده است كه هر يك از آنها نمونه ساحرانه و بارزي از معماري روزگار صفي است، از جمله در گوشه جنوب شرقي ميدان جديد الاحداث، كاروانسراي جالبي است كه سردر آن رو بخيابان باز ميشود. سردر ورودي داراي گچ‌بريهاي دل‌انگيز و زيبائي است كه بوسيله داران طولاني به صحن كاروانسرا مربوط ميشود. صحن كاروانسرا داراي طرح چهارگوش است و در چهار طرف آن چهار ايوان باسبكي بسيار جالب بنا شده كه داراي طاقهاي بيضوي و جناقي است. فعلاً از حجره‌هاي اطراف كاروانسرا بعنوان انبار استفاد ميشود.

پاورقي‌ها :

1 – شاهكارهاي هنر ايران – تأليف : آرتور پوپ .

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 16:58 توسط دختر لار |